میوه ممنوعه

عشق همان میوه ممنوعه است که اگر چه همه آنرا میخورند و انرا مایه حیات می دانند اما هنوز در جامعه ما جایی ندارد ؛ هنوز هم اگر لیلی و مجنونی پیدا شود باید عشق خود را مخفی کنند چرا که جرات ابراز انرا کمتر دارند ،هر چه جلوتر می رویم کمی بهتر می شویم اما این حرکت اهسته به جلو تا پایان عمر ما کفاف نمی کند و ما زودتر از به مقصد رسیدن خواهیم مرد، عشق یعنی خواسته دل ؛، اما چه فایده وقتی نتونی حتی بگی که کی رو دوست داری و برای کی قلبت می تپه .

جلو دیگران باید فیلم بازی کنی و اونی رو که می خوای نگاش نکنی ، خودتو کاملا عادی نشون بدی و ساده از کنارش بگذری در حالی که دلت می خواد بشینی و با هاش درد دل کنی   بهش بگی دوستش داری ، اونم نازت و بکشه و بگه یه دونه ای ، بگه این لباس چقدر بهت میاد تو هم بگی رنگ چشات امروز برق دیگه ای داره پر از عشقه و ......

پس این چه دنیاییه که همه دم از لیلی و مجنون می زنن اما لیلی و مجنونها باید فدا بشن ،حتی نمی تونن بدون ترس از چشایی که احیانا مواظبشونن ،به هم عاشقونه نگاه کنن ، دلم می سوزه برای تمام لیلی و مجنونهایی که از نظر خانواده هاشون به هر دلیل مجرمند ، اونهایی که تقدس عشق رو ندیده می گیرند و بی خبر از دل عاشقا ،دلشون رو می شکنن و قلبشون رو درد میارند .....

 به امید روزی که عاشقی جرم نباشه و به احساس پاک در هر شرایط و هر سنی احترام گذاشته بشه .

/ 0 نظر / 5 بازدید